ضديت «رستم روز افزون» با شاه اسماعيل صفوي
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی
|
19 آذر ماه هجري خورشيدي
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 10:9 قبل از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی
|
داود پيرنيا فرزند حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) نخست وزير اسبق ايران در سال 1279 شمسي در تهران متولد شد. مادر او شکوه عظمي از خانواده امير علائي دولو قاجار بود.
داود پيرنيا تحصيل را بطور خصوصي شروع کرد و از محضر اساتيد فاضلي بهره مند بود تا اين که در مدرسهً سن لوئي دوره دبيرستان را به اتمام رسانيد و ضمن تحصيل به زبان هاي فرانسه و آلماني و انگليسي آشنا گرديد.
داود پيرنيا که اصول موسيقي کلاسيک و نواختن پيانو و ويلن را فرا گرفت از جواني به کارهاي هنري عشق مي ورزيد و بعد از سفر به اروپا تحصيلات عالي خود را در دانشگاه لوزان سويس به پايان رسانيد و رساله خود را تحت عنوان ( تطبيق قوانين جزا ) با درجه خوب گذرانيد و عازم ايران گرديد.
داود پيرنيا کارهاي اداري و قضائي را در دادگستري شروع کرد و با گروهي از حقوقدانان و وکلاي دادگستري کانون وکلاي دادگستري را بنيان نهاد و در دولت قوام السلطنه معاون نخست وزير شد.
داود پيرنيا با گروهي از هنرمندان به تهيه " برنامه گل ها " و " گلهاي جاويدان " در راديو تهران پرداخت که موفق ترين برنامه هاي هنري در کشور ما بود که يادگار گرانبهائي از آن برنامه ها به جاي مانده که 175 برنامه گل ها و 580 برنامه گل هاي رنگارنگ مورد استفاده همگان مي باشد.
داود پيرنيا دوبار ازدواج کرد که هر دو همسر او فوت کردند. از اين دو ازدواج 9 فرزند به يادگار مانده که اکثراً اهل هنر و موسيقي و نويسنده هستند.
داود پيرنيا در 12 آبان ماه 1350 در 71 سالگي زندگي را ترک گفت و مخصوصاً هنرمندان کشور درگذشت " اين اشرف زاده هنرمند " را ضايعه اي تلقي کردند. فرزندان او در نظر دارند يادنامه اي از پدر خود تهيه کنند که خيلي از هنرمندان و سياست پيشگان نظرات خود را درباره او بيان کرده اند.
|
+|
نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی
|
يکي از هنرمندان بزرگ ايران که خدمت مهمي به عالم هنر کرده است، ابوالحسن صبا مي باشد که از خانواده اي هنرمند بود و پدر و پدربزرگ و جدش نيز از هنرمندان زمان بودند و شاگردان زيادي در کشور ما تربيت کرده اند.
ابوالحسن صبا فرزند دکتر ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند جعفرخان حکيم باشي معروف به صدرالحکماء و از نواده هاي فتحعلي خان صبا ملک الشعراي دربار قاجار بوده است. ابوالحسن صبا در سال 1281 خورشيدي در خانواده اي تولد يافت که اهل هنر و ادبيات و طبابت بودند. به علت تسلط پدر صبا به ادبيات فارسي و عربي به او لقب کمال السلطنه را دادند. مادر صبا نقل کرده است که ابوالحسن از بچگي لب ايوان مي نشست و چند تار به انگشت خود مي بست و با دهان صداي سازهاي مختلف را در مي آورد. کمال السلطنه پسر ديگري داشت به نام عبدالحسين و سه دختر داشت که همه هنرمند و دلبسته به موسيقي بودند. با اين که برادرش عضو وزارت خارجه بود و صاحب مقاماتي شد ولي به کار هنري ادامه ميداد.
دکتر گلشن ابراهيمي مي نويسد: ابوالحسن صبا تحصيلات مقدماتي را در مدرسه علميه و سپس در کالج آمريکايي به پايان رسانيد و به زبان و ادبيات فارسي و انگليسي آشنايي يافت.
ابوالحسن صبا در سال 1308 به مديريت مدرسه صنايع ظريفه رشت منصوب شد و شاگردان زيادي تربيت کرد. با تمام علاقه اي که به مردم گيلان داشت به علت آب و هواي گيلان که برايش مساعد نبود به تهران آمد و خانه موروثي خود را در کوچه ظهير الاسلام براي تدريس موسيقي در نظر گرفت که بعداً به (موزه صبا) تبديل شد.
ابوالحسن صبا قبل از فوتش در مصاحبه اي گفت، تا کنون سه هزار تن را تعليم داده است. از بدشانسي موسيقيدانان ايران و دوستداران هنر، ابوالحسن صبا خيلي زود از جهان رفت و در تاريخ 29 آذر سال 1336 چراغ عمرش خاموش شد و دوستان و علاقمندان بيشمار خود را دچار حرمان ابدي نمود.
ابوالحسن صبا درباره فراگرفتن موسيقي چنين مي گويد:
پدرم علاقه مفرطي به موسيقي داشت، يعني خودش هم آشنا به ساز ايراني بود و از کودکي يعني از شش سالگي مرا نزد اساتيد وقت راهنمايي کرده بود. قبل از اين که شروع به مشق ويلن بکنم با سازهاي ايراني از قبيل سه تار، تار، سنتور و ضرب آشنا شدم، حتي قدري هم کمانچه زدم. بعداً اطلاعات خودم را به ويولون منتقل کردم و تقريباً يک مکتب خصوصي براي ويولن ايجاد شد و کتابهايي در اين خصوص نوشته و انتشار دادم.
صبا از کودکي در نواختن انواع سازهاي اصيل ايراني مهارت داشت، اما شگفتي هنر او را بايد از زمان تأسيس مدرسه عالي موسيقي دانست که در سال 1302 به همت استاد علينقي وزيري و با ياري سردار سپه در تهران آغاز به کار کرد. تأسيس اين مدرسه ميداني براي عرضه مهارت و نبوغ او بود.
|
+|
نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 9:49 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی
|
ذبيح الله حکيم الهي دشتي فرزند اسماعيل معروف به ذبيح الله منصوري در سال 1276 شمسي در شهر سنندج متولد شد. تحصيلات مقدماتي خود را در آن شهر و کرمانشاه انجام داد و زبان فرانسه و انگليسي را فرا گرفت. پدرش علاقه اي به تحصيل او نداشت ولي مادرش از خانواده علماء و روحانيون بود. ر
ذبيح الله حکيم الهي دشتي در سال 1299 وقتي به تهران آمد مي خواست در رشته دريا نوردي تحصيل کند ولي در روزنامه کوشش به ترجمه چند کتاب پرداخت و از آن به بعد به نوشتن اشتغال يافت. گفته مي شود حدود ر1400 کتاب و نشريه منتشر کرده که از پرفروش ترين کتابها به زبان فارسي مي باشند. ر
ذبيح الله منصوري بسيار ساده مي زيست و به همسر و دو فرزند خود علاقه فراواني داشت همواره از خودکشي برادرش که جزو 53 نفر همراهان اراني به زندان افتاده بود و سه سال محکوميت يافت و بعداً خود را از بين برد ناراحت بود. ر
ذبيح الله منصوري که نوشته ها و ترجمه هايش خوانندگان فراوان يافت، نويسنده اي بود بسيار متواضع و دير جوش و گوشه گير؛ وقتي بعد از شهريور 20 او را شناختم و کراراً براي ترجمه و نوشتن مقاله در چاپخانه او را مي ديدم گفتگو با او فقط در چند جمله خلاصه مي شد. ر
ذبيح الله منصوري در سال 1365 در سن 89 سالگي در تهران در گذشت
|
+|
نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 9:48 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی
|
|
تاریخچه:
اولین نامی که از بابل در تاریخ ذکر شده ( دین تیر) میباشد که کوروش کبیر در بیانیه خود – که از حفاری های بابل بدست آمده و در موزه انگلستان نگهداری میشود - از آن به ( تین تیر) یاد کرده. نام بعدی که از بابل در تاریخ آمده مامطیر میباشد که تغییر یافته مه میترا میباشد مه میترا از دو جزء مه به معنای بزرگ و میترا به معنای مهر تشکیل شده ، که نام پرستشگاه بزرگ زرتشتیان در روستای اطاقسرای فعلی بابل میباشد که پس از حمله اعراب به ایران به مه مطیر و بعد به مامطیر تغییر یافته و از قرن پنجم به بعد بر اثر بازار روز استانی به تدریج نام آن تغییر و در زمان مرعشیان به بارفروش ده و در زمان افشاریه به بار فروش تغییر پیدا کرد. و در زمان پهلوی اول، در شهریور 1314 با تصویب هیئت وزیران به صورت رسمی به تناسب بابلرود که از جنوب به شمال آن جریان دارد به بابل تغییر نام پیدا کرد. کلمه بابل از دو جزء " با " به معنی هر چیز مایع علی العام و هر چیز آبکی و روان مجازاً آب و " بل " به معنی زیاد ، بسیار ، فراوان ، که مجموعاً دو جزء ناظر رود یا جایی که آب فراوان دارد.
موقعیت جغرافیایی و طبیعی:
طول : 54 درجه و 44 دقیقه و 20 ثانیه
عرض : 36 درجه و34 دقیقه و 10 ثانیه
مساحت : 1431 کیلو متر مربع
قبله : از جنوب به سمت مغرب حدود 40 درجه
خصوصیات اقلیمی:
متوسط دمای سالیانه : 9/15 درجه سانتیگراد
متوسط بارندگی سالیانه: 6/525 میلیمتر
متوسط رطوبت نسبی : 8/1 %
سرد ترین ماه های سال دی و بهمن با 5/6 درجه سانتیگراد
گرمترین ماه های سال : تیر و مرداد با 25 درجه سانتیگراد
جمعیت :
طبق آمار سرشماری سال 1375 جمعیت این شهر 421068 نفر بوده است.
اماکن متبرکه:
* امامزاده قاسم معروف به آستانه و برادرش حمزه فرزندان امام موسی کاظم(ع) این بقعه در تاریخ 890 هجری بنا شده
* امامزاده سلطان محمد طاهر
* امامزاده عبدالله در چهارشنبه پیش بابل
* امامزاده یحیی سبزه میدان بابل
* امامزاده مالک و محسن در طوقداربن
* درویش فخرالدین در موزیرج
* امام دادرس
* سید زین العابدین در پنجشنبه بازار
مراکز علمی:
دانشگاه علوم پزشکی
دانشگاه علوم و فنون
دانشکده فنی
دانشسرای تربیت معلم
دانشگاه پیام نور
حوزه علمیه خاتم الانبیاء
حوزه علمیه فیضیه مازندران
دانشگاه آزاد اسلامی
دانشگاه امام صادق(ع)
دانشگاه علمی کاربردی
حوزه علمیه روحیه
حوزه علمیه عصمتیه
حوزه علمیه مکتب الزهراء
گوشه اي از جاذبه هاي توريستي شهر بابل: |
|

|

|
 |
 |
 |
 |
|
+|
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی
|
ـ-- با سلام
عکس شماره ۲
عکس شماره ۳
عکس شماره ۴
عکس شماره ۵
عکس شماره۶
عکس شماره ۷
عکس شماره ۸
ادامه مطلب
|
+|
نوشته شده در جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 5:30 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی
|