تبليغاتX
۩۞۩ مجله الکترونیکی۩۞۩
 
۩۞۩ مجله الکترونیکی۩۞۩
 
 
๑۩۞۩๑ وب شحصی๑۩۞۩๑
 

 کليد انواع رسيورها


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 2:29 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 
جزئيات دستگيري شكارچي دختران شرق تهران
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 2:28 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 
هتك حرمت به چهار ايراني در فرودگاه فرانكفورت
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 2:27 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 
وقف جالب زن گرگانی برای تحقيقات اتمی
ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 
سلام

کاربران عزیز

بدینوسیله باطلاع شما میرسانم:

تحقیق دانشجویی یا دانش آموزی در هر

زمینه ای انجام میشود

توجه:

کاربرانی که در سیستم خبرنامه مجله

ثبت نام کرده اند از تخفیف بر خوردار   

میشوند البته محدودیت زمانی اش تا

۲۴ ساعت بعداز عضویت در خبرنامه 

میباشد

E-mail:hamedadnani@yahoo.com

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 7:44 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 

uبی توجهی دیگران را نادیده بگیرید و به کسانی که سعی میکنند شما را با خوار کردن بازیچه قرار دهند بی اعتنا باشید.ÿ

vاین واقعیت ساده را بپذیرید که ممکن است حتی نزدیکان شما هم با نظر و عقیده تان مخالف باشند.ÿ

wاز مجادله کردن یا تلاش برای که کسی را به درست بودن نظرتان متقاعد کنید، دست بردارید.ÿ

xهنگام خرید لباس یا سایر لوازم شخصی به خودتان متکی باشید و این موضوع را به شخص دیگری که فکر میکنید نظرش با ارزش تر از شماست در میان نگذارید.ÿ

yسعی کنید از عذرخواهی های بی مورد دست بردارید.ÿ

zبرای اینکه کسی را خشنود کنید تملق گویی نکنید.ÿ

{هرگز وقتی با گفته دیگران موافق نیستید حرف آنها را تصدیق نکنید. ÿ

|هرگز برخلاف میلتان کاری برای کسی انجام ندهید و در این موارد سعی

کنید جواب منفی بدهید. ÿ

}تسلیم یک فروشنده باهوش و چرب زبان نشوید تا مجبور به خرید چیزی که مایل نیستید، نشویدÿ.

~مسئولیت امور شخصی تان را هرگز به دیگران نسپارید.ÿ

 

باید بی اعتنا به نظرات تحمیلی دیگران همانگونه باشیم که هستیم و خود را باور کنیم تا به خوشبختی برسیم و در ردیف انسانهای موفق قرار بگیریم. مانند انسانهایی  که حرف خود را با اقتدار می زنند و مطابق آنچه باور دارند درست است، عمل میکنند .%

                                

بیایید نگذاریم دیگران به حریم خصوصی ما وارد شوند و با دخالتهای بی جای خود کنترل زندگی ما را به دست بگیرند با نگاهی متفاوت و برخوردی سنگین اما محترمانه به دیگران بفهمانیم و یادآور شویم که وارد جزییات زندگی ما نشوند و از حد و حدود خود خارج نشوند.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 

 

انسانهای موفق سعی میکنند شرایطی رو برای خودشون بوجود بیارن که دلخواهشون هست وباعث میشه به موفقیت برسن، اما انسانهایی که یه پله از این انسانهای موفق بالاتر هستن و شاید بشه گفت موفقترن سعی میکنن در هر شرایطی که قرار میگیرن، چه سخت و بد و چه خوب و دلخواه نهایت سعی خودشونو میکنن تا به موفقیت برسن  و این افراد واقعاً شایسته تحسین هستن . چون این هنر رو دارن که در هر شرایطی خونسرد باشن و با تکیه به عقل و منطق و با توکل به خدا از پس همه مشکلات بر بیان.

پس بیاین سعی کنیم که ما هم جز دسته دوم باشیم .

نظرت چیه؟

 |+| نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 
 
هشدار 'شهادت طلبان' ايرانی به آمريکا
 
 
يک يگان نوپا متشکل از بيش از صد داوطلب بمبگذاری انتحاری در ايران، سوگند خورده است اگر ايران به خاطر برنامه اتمی اش هدف حمله قرار گيرد، به منافع آمريکا در سراسر جهان ضربه خواهد زد.
اين نيرو وابسته به گروهی موسوم به "کميته بزرگداشت شهدای نهضت جهانی اسلام" است که می گويد از 55 هزار داوطلب برای ماموريت های "استشهادی" برای دفاع از اسلام ثبت نام کرده است.
اين گروه روز پنجشنبه در مزار شهدای گورستان عمومی تهران، بهشت زهرا، تجمع کردند.
گروهی از زنان پوشيده در چادرهای مشکی و درحالی که تنها چشمان آنها از ميان شکاف باريکی پيدا بود شعار "الله اکبر" سرمی دادند.
آنها نيز مانند مردان صورت خود را می پوشانند تا در صورت اعزام به ماموريت انتحاری در خارج، هويت شان پنهان بماند.
هدف آنها دفاع از فلسطينی ها، عراقی ها و در صورت لزوم ايران است.
نام اعضای يگان تازه يکی يکی خوانده و پلاک های نقره ای رنگی از نوع نظامی ميان آنها توزيع شد.
همه آنها لباس های سفيد کفن مانندی به تن داشتند تا آمادگی خود برای مرگ را به نمايش بگذارند.
در اين مراسم گروهی از نوازندگان که جملگی مرد هستند و از سوی حزب الله لبنان به تهران گسيل شده اند آهنگ های اسلامی و نظامی نواختند.
گروه نوازندگان در برابر پارچه بزرگی که نقش تابوت سربازان آمريکايی و بريتانيايی بازگشته از عراق بر آن است برنامه اجرا کرد.
روی آن پارچه به زبان فارسی و انگليسی پيامی آشکار به چشم می خورد: اگر ايران مورد حمله قرار گيرد ما در سراسر جهان با شدتی دو چندان به منافع آمريکا ضربه می زنيم.
اما همه ايرانی ها اين اقدامات را تاييد نمی کنند.
ناهيد، دختری که از محل می گذرد می ايستد تا بگويد که داوطلبان بمبگذاری انتحاری نماينده همه جوانان ايرانی نيستند، جوانانی که به گفته وی عاشق فرهنگ و آموختن هستند و به قتل کسی دل نبسته اند.
اما اين گروه هرچند شبح وار است اما به خوبی سازمان يافته و فعالانه برای معرفی خود و جلب حمايت مردمی تلاش می کند.
اين گروه می گويد غيردولتی است اما امکان ندارد آنها بتوانند چنين رويدادی را بدون حمايت بخشی از دولت ايران ترتيب دهند.
 
 |+| نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 
با سلام

راه و ياد امام در قلب همه مردم ، جاودانه است
 

مدیریت مجله الکترونیکی  ۱۴ خرداد ۱۳۸۵
 |+| نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 1:56 قبل از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 
داود پيرنيا فرزند حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) نخست وزير اسبق ايران در سال 1279 شمسي در تهران متولد شد. مادر او شکوه عظمي از خانواده امير علائي دولو قاجار بود.

داود پيرنيا تحصيل را بطور خصوصي شروع کرد و از محضر اساتيد فاضلي بهره مند بود تا اين که در مدرسهً سن لوئي دوره دبيرستان را به اتمام رسانيد و ضمن تحصيل به زبان هاي فرانسه و آلماني و انگليسي آشنا گرديد.

داود پيرنيا که اصول موسيقي کلاسيک و نواختن پيانو و ويلن را فرا گرفت از جواني به کارهاي هنري عشق مي ورزيد و بعد از سفر به اروپا تحصيلات عالي خود را در دانشگاه لوزان سويس به پايان رسانيد و رساله خود را تحت عنوان ( تطبيق قوانين جزا ) با درجه خوب گذرانيد و عازم ايران گرديد.

داود پيرنيا کارهاي اداري و قضائي را در دادگستري شروع کرد و با گروهي از حقوقدانان و وکلاي دادگستري کانون وکلاي دادگستري را بنيان نهاد و در دولت قوام السلطنه معاون نخست وزير شد.

داود پيرنيا با گروهي از هنرمندان به تهيه " برنامه گل ها " و " گلهاي جاويدان " در راديو تهران پرداخت که موفق ترين برنامه هاي هنري در کشور ما بود که يادگار گرانبهائي از آن برنامه ها به جاي مانده که 175 برنامه گل ها و 580 برنامه گل هاي رنگارنگ مورد استفاده همگان مي باشد.

داود پيرنيا دوبار ازدواج کرد که هر دو همسر او فوت کردند. از اين دو ازدواج 9 فرزند به يادگار مانده که اکثراً اهل هنر و موسيقي و نويسنده هستند.

داود پيرنيا در 12 آبان ماه 1350 در 71 سالگي زندگي را ترک گفت و مخصوصاً هنرمندان کشور درگذشت " اين اشرف زاده هنرمند " را ضايعه اي تلقي کردند. فرزندان او در نظر دارند يادنامه اي از پدر خود تهيه کنند که خيلي از هنرمندان و سياست پيشگان نظرات خود را درباره او بيان کرده اند.
 |+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 
يکي از هنرمندان بزرگ ايران که خدمت مهمي به عالم هنر کرده است، ابوالحسن صبا مي باشد که از خانواده اي هنرمند بود و پدر و پدربزرگ و جدش نيز از هنرمندان زمان بودند و شاگردان زيادي در کشور ما تربيت کرده اند.

ابوالحسن صبا فرزند دکتر ابوالقاسم کمال السلطنه فرزند جعفرخان حکيم باشي معروف به صدرالحکماء و از نواده هاي فتحعلي خان صبا ملک الشعراي دربار قاجار بوده است. ابوالحسن صبا در سال 1281 خورشيدي در خانواده اي تولد يافت که اهل هنر و ادبيات و طبابت بودند. به علت تسلط پدر صبا به ادبيات فارسي و عربي به او لقب کمال السلطنه را دادند. مادر صبا نقل کرده است که ابوالحسن از بچگي لب ايوان مي نشست و چند تار به انگشت خود مي بست و با دهان صداي سازهاي مختلف را در مي آورد. کمال السلطنه پسر ديگري داشت به نام عبدالحسين و سه دختر داشت که همه هنرمند و دلبسته به موسيقي بودند. با اين که برادرش عضو وزارت خارجه بود و صاحب مقاماتي شد ولي به کار هنري ادامه ميداد.

دکتر گلشن ابراهيمي مي نويسد: ابوالحسن صبا تحصيلات مقدماتي را در مدرسه علميه و سپس در کالج آمريکايي به پايان رسانيد و به زبان و ادبيات فارسي و انگليسي آشنايي يافت.

ابوالحسن صبا در سال 1308 به مديريت مدرسه صنايع ظريفه رشت منصوب شد و شاگردان زيادي تربيت کرد. با تمام علاقه اي که به مردم گيلان داشت به علت آب و هواي گيلان که برايش مساعد نبود به تهران آمد و خانه موروثي خود را در کوچه ظهير الاسلام براي تدريس موسيقي در نظر گرفت که بعداً به (موزه صبا) تبديل شد.

ابوالحسن صبا قبل از فوتش در مصاحبه اي گفت، تا کنون سه هزار تن را تعليم داده است. از بدشانسي موسيقيدانان ايران و دوستداران هنر، ابوالحسن صبا خيلي زود از جهان رفت و در تاريخ 29 آذر سال 1336 چراغ عمرش خاموش شد و دوستان و علاقمندان بيشمار خود را دچار حرمان ابدي نمود.

ابوالحسن صبا درباره فراگرفتن موسيقي چنين مي گويد:

پدرم علاقه مفرطي به موسيقي داشت، يعني خودش هم آشنا به ساز ايراني بود و از کودکي يعني از شش سالگي مرا نزد اساتيد وقت راهنمايي کرده بود. قبل از اين که شروع به مشق ويلن بکنم با سازهاي ايراني از قبيل سه تار، تار، سنتور و ضرب آشنا شدم، حتي قدري هم کمانچه زدم. بعداً اطلاعات خودم را به ويولون منتقل کردم و تقريباً يک مکتب خصوصي براي ويولن ايجاد شد و کتابهايي در اين خصوص نوشته و انتشار دادم.

صبا از کودکي در نواختن انواع سازهاي اصيل ايراني مهارت داشت، اما شگفتي هنر او را بايد از زمان تأسيس مدرسه عالي موسيقي دانست که در سال 1302 به همت استاد علينقي وزيري و با ياري سردار سپه در تهران آغاز به کار کرد. تأسيس اين مدرسه ميداني براي عرضه مهارت و نبوغ او بود.
 |+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 9:49 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 

ذبيح الله حکيم الهي دشتي فرزند اسماعيل معروف به ذبيح الله منصوري در سال 1276 شمسي در شهر سنندج متولد شد. تحصيلات مقدماتي خود را در آن شهر و کرمانشاه انجام داد و زبان فرانسه و انگليسي را فرا گرفت. پدرش علاقه اي به تحصيل او نداشت ولي مادرش از خانواده علماء و روحانيون بود. ر
ذبيح الله حکيم الهي دشتي در سال 1299 وقتي به تهران آمد مي خواست در رشته دريا نوردي تحصيل کند ولي در روزنامه کوشش به ترجمه چند کتاب پرداخت و از آن به بعد به نوشتن اشتغال يافت. گفته مي شود حدود ر1400 کتاب و نشريه منتشر کرده که از پرفروش ترين کتابها به زبان فارسي مي باشند. ر
ذبيح الله منصوري بسيار ساده مي زيست و به همسر و دو فرزند خود علاقه فراواني داشت همواره از خودکشي برادرش که جزو 53 نفر همراهان اراني به زندان افتاده بود و سه سال محکوميت يافت و بعداً خود را از بين برد ناراحت بود. ر
ذبيح الله منصوري که نوشته ها و ترجمه هايش خوانندگان فراوان يافت، نويسنده اي بود بسيار متواضع و دير جوش و گوشه گير؛ وقتي بعد از شهريور 20 او را شناختم و کراراً براي ترجمه و نوشتن مقاله در چاپخانه او را مي ديدم گفتگو با او فقط در چند جمله خلاصه مي شد. ر
ذبيح الله منصوري در سال 1365 در سن 89 سالگي در تهران در گذشت
 |+| نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 9:48 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 

پلیس ۱۱۰ اعلام کرده جسد انسانی با صورت میمون پیدا شده .نگرانت شدم یک اس ام اس واسم بفرست.

 

به ترکه میگن یه اتفاقی تعریف کن که ضایع شده باشی.میگه:یه بار تنها بودم دختر خالم زنگ زد گفت تنهام بیا پیشم. رفتم گفت من میرم تو اتاق تو ۵ دقیقه دیگه بیا. وقتی رفتم همه گفتن تولدت مبارک. میگن اینکه ضایع نبود.میگه:آخه من لخت رفتم تو اتاق.

 

سیگار با اینکه میدونه آخرش زیر پات له می شه .بازم تا آخرش باهات      می مونه.سیگارتیم.

 

یکی بود یکی نبود یه جنگلی بود که درخت نداشت یه شکارچی بود که تفنگ نداشت یه روز این شکارچی با تفنگ بی فشنگش آهویی را زد که سر نداشت آهو رو گذاشت تو کیسه که کیسه ته نداشت .این قصه سرو ته نداشت اما ارزش سر کار گذاشتن تو یکی رو داشت.

 

تو آسمون همیشه از یک ارتفاعی به بعد دیگه هیچ ابری وجود نداره ٫ پس هر وقت آسمون دلت ابری بود ٫ با ابرا نجنگ ٫ فقط اوج بگیر.

 

ترکه سوار سمند میشه .صدای زن میاد: درب خودرو باز است. ترکه درو میبنده ٫ میگه : بستم حالا هر جا قائم شدی بیا بیرون.

 

دنیا رو بدون خانومها تصور کن:بازارها خلوت ٫ پولها اضافه ٫ خیابونها خلوت ٫ شیطون بیکار ٫ مخابرات ورشکسته ٫ همه میرن بهشت.

 

دانشمندان کشف کردند اونهایی که موقع ریدن فکر میکنن ٫ موقع فکر کردن می رینن.امیدوارم در حال صرف غذا نباشید.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 6:37 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 
1 زير شلواري راه  راه ابي دارند
2 وقتي بستني ليواني رو باز ميكنن درشو ليس ميزنن
3هربار كه يه قلوب نوشابه ميخورن به شيششه اش نيگا ميگنن
4 تو چاچوب در وايميسنو ميگن بفرما تو


قانون 10 ارشميدس : اگه زير آب گوزيدي و ديدي حباب توليد نشد بدان ريدي

سريعترين موشك جهان به دست توانمند مهندسان ايراني طراحي و ساخته شد اين موشك با تمام سرعتش تو ؟نت


ببخشيد كه مزاحمت شدم  من نميخواستم اين خبر ناراحت كننده رو بدم اما سعي كن قوي باشي نامردا بالاخره گيتار شماعي زاده رو دزديدن.

 

تمام عمر در اين حسرت بودم كه يكي حسابي بغلم كنه    (برگي از دفتر خاطرات يك جوجه تيغي)

 

از لره ميخوان نظرشو در مورد امريكا بگه مي گه : والا يه لنگ تو عراقه يه لنگشم تو افغانستانه  فكر كنم ميخواد ب ري ن ه رو ايران


اگر خواستی یه کسی ، عاشق هم نفسی ، عمرشو حیرونت کنه ، جونشو قربونت کنه ، جون مادرت رو ما یکی حساب نکن


 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 6:36 بعد از ظهر  توسط مديرمجله الکترونیکی  | 
 
  بالا